تیر ۲۳, ۱۳۹۹

گرامر زبان فعل اکشن و فعل حالت

  • بهمن ۱۶, ۱۳۹۸
  • 0
فعل اکشن و فعل حالت

فعل اکشن و فعل حالت

فعل اکشن و فعل حالت

State Verbs Vs Dynamic Verbs


سلام سلام سلام. درس قبلی‌مون در باره زمان حال استمراری بود. اگر این درس رو نخوندی همین حالا اینجا کلیک کن و باهاش آشنا شو؛ چون درسی که این بار می‌خوایم با هم بخونیم یعنی گرامر زبان فعل اکشن و فعل حالت یک نکته‌ی مهم در ادامه‌ی درس قبلیه.

افعال state؟ افعال Dynamic؟ راجع به چی حرف می‌زنی؟

الان توضیح می‌دم. همینطور که می‌دونی (یا نمی‌دونی که خوب ما برای همین اینجاییم!) در گرامر زبان انگلیسی، به طور کلی دو دسته فعل داریم:

دسته‌ی اول Dynamic Verbs

 فعل‌های اکشن یا فعل‌هایی که در مورد انجام یک کار صحبت می‌کنن. همه‌ی مثال‌هایی که در درس گذشته خوندیم و با کمک ing بهشون شکل استمراری دادیم از همین دسته بودن. مثل Play, Read, Eat, Go و همه‌ی افعالی که از انجام یک کار حرف می‌زنن.

دسته‌ی دوم State Verbs

افعال حالت. همونطور که از اسمش هم پیداست منظورمون افعالی هستند که یک حالت رو بیان می‌کنن. مثلا فعل Hope. امیدوار بودن کاری نیست که انجامش بدیم. بلکه حالتیه که می‌تونه بوجود بیاد یا از بین بره. یا فعل Remember که درباره‌ی حالت به یاد داشتن یا به یاد آوردن صحبت می‌کنه.
البته معانی فارسیِ افعال خیلی وقت‌ها ما رو به اشتباه می‌ندازه و درست نمی‌تونیم فعلِ حالت بودن یا نبودن رو تشخیص بدیم. مثلا ممکنه یک نفر مثل من در نگاه اول فعل Think رو یک عمل به حساب بیاره. در حالی که این هم یک حالته و این فعل جزو افعال State هست.
** البته وقتی به معنای نظر دادن باشه. مثل وقتی تو فارسی از کسی می‌پرسی: «در این مورد چی فکر می‌کنی؟ » چون می‌خوای نظرش رو بدونی.
یا حتی Hear یعنی گوش دادن یا See یعنی دیدن! تو هم مثل من فکر می‌کنی که گوش دادن و دیدن یه عمله؟ خوب باید بگم که هردومون اشتباه می‌کنیم و این دو فعل هم، از افعال حالتن. به همین دلیل باید با بعضی از افعال حالت حسابی تمرین کنی تا یادت بمونه چجور افعالی، فعل حالت محسوب می‌شن.

خوب چرا بعد از زمان حال استمراری باید همچین چیزی یاد بگیرم؟

دقیقا! نکته‌ی مهم اینجاست که افعال حالت، هرگز در حالت استمراری به کار نمی‌رن. و این فقط مختص حالت استمراری در زمان حال نمیشه؛ بلکه در هیچ زمان دیگه‌ای این افعال نمی‌تونن به شکل استمراری و با ing به کار برن. اگر به معناشون دقت کنی می‌بینی که یه جورایی با عقل جور در میاد؛ نه؟ این افعال بیشتر یک حقیقت عمومی رو دارن بیان می‌کنن تا یک امر موقت رو. اینکه تو با چه چیزی مخالفی یا به چه چیزی باور داری که فعل موقت محسوب نمیشه؛ میشه؟ (مثلا من همین لحظه با مسخره کردن دیگران مخالفم و ۵ دقیقه‌ی دیگه ممکنه دیگه مخالف نباشم! )

مقاله پیشنهادی  آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی

 این افعال حالت‌هایی رو توصیف می‌کنن که مدتی بدون تغییر می‌مونن. البته یک سری استثنائاتی وجود داره که مقداریش رو بعدا بررسی می‌کنیم. اما چیزی که الان دونستنش مهمه اینه که وقتی می‌خوای فعل رو در حال استمراری به کار ببری حواست باشه داری از چه نوع فعلی استفاده می‌کنید. افعال حالت همیشه ساده به کار میرن. درست مثل زمان حال ساده.

افعال حالت کدومان؟!

افعال حالت زیادن و واقعا نمیشه همه‌ی اونا رو اینجا نام برد. من یک دسته‌بندی کوچولو و پرکاربرد رو برات می‌نویسم. با دقت بخون و با دقت بهشون فکر کن.

** جملاتی که مثال زدم ساختارهای ساده و پرکاربردی دارن. فرصت خوبیه برای تمرین. سعی کن جملات شبیهشون بسازی. دسته‌بندی این فعل‌ها رو خوب یادت باشه. وقتی صحبت کردن رو تمرین کنی این دسته‌بندی خیلی کمکن می‌کنه.

مثال‌هایی برای افعال حالت:

۱. در مورد افکار:

Agree (موافقت کردن)
Disagree (مخالفت کردن)
Believe (باور داشتن، باور کردن)
Know (دانستن)
Regret (حسرت داشتن، حسرت خوردن)
Think (فکر کردن)
Understand (درک کردن، فهمیدن)
Assume (فرض کردن)

I assume you are too busy.
I disagree with you.
I believe he was telling the truth.
I understand why she is sad.

۲. در مورد احساسات:

Like (دوست داشتتن)
Dislike (دوست نداشتن)
Enjoy (لذت بردن)
Love (عاشقانه دوست داشتن)
Hate (متنفر بودن)
Want (خواستن)
Prefer (ترجیح دادن)

He loves swimming.
They want to study.
I enjoy watching a movie with my family.
I like team work.

۳. در مورد حواس:

** برای اینکه نشون بدیم این فعل‌ها همین الان داره اتفاق میفته از Can استفاده می‌کنیم. به مثال‌ها توجه کن.

مقاله پیشنهادی  گرامر زبان زمان حال ساده Present Simple Tense

Feel (احساس کردن)
Hear (شنیدن)
See (دیدن)
Smell (بوییدن)
Taste (چشیدن)

This cake smells really good.
I can smell something burning.
I can see her from window.
You should feel sorry.
I can feel pain. 

۴. در مورد مالکیت:

Have (داشتن)
Own (داشتن، مال کسی یا چیزی)
Belong (متعلق بودن به چیزی، کسی یا جایی)

My husband owns a restaurant.
I have headache.
This bag belongs to my sister.  

پس یادت نره که وقتی با فعل‌های حالت طرف می‌شی؛ با قانون افعال در زمان حال ساده باهاش برخورد کنی.

ممکنه افعال حالت به شکل استمراری به کار برن؟

حالا نمی‌خوام بعد از اینهمه مثال و حرف و حدیث، سرت رو با استثنائات در بیارم. اما یه کوچولو راجع بهش حرف می‌زنم تا اگر یهو یک فعل حالت رو با ing دیدی هول نکنی!‌ بعضی از افعال حالت اگر یک معنای موقت رو بخوان برای مخاطبشون تداعی کنن؛ به شکل استمراری هم به کار میرن.
مثلا وقتی می‌خوای از فعل Think استفاده کنی: اگر یادت باشه اشاره کردم که در صورتی که معنای مورد نظر از این فعل «نظر دادن در موردی» باشه؛ جزو افعال حالته. چرا؟ چون نظر ما در مورد یک مسئله، حداقل مدتی ثابته؛ نه؟ اما اگر به معنای «فکر کردن» باشه؛ اونم در همین لحظه، می‌تونه با ing  استمراری بشه. مثلا وقتی می‌خوای بپرسی به چی داری فکر می‌کنی؟‌ در این حالت نظر کسی رو نپرسیدی. بلکه می‌خوای بدونی همین لحظه طرف مقابلت داره به چی فکر می‌کنه که حواسش به تو نیست؛ نه؟!‌ در این حالت می‌تونی بگی:

What are you thinking about?

حالا همین فعل رو مقایسه کنیم با وقتی که می‌خوایم نظرمون رو انتقال بدیم و از فعل Think استفاده ‌کنیم. مثلا می‌خوای به خواهرت بگی که فکر می‌کنی (به نظر تو)‌ باید درباره‌ی مسئله‌ای با معلمش صحبت کنه. بهش میگی: «به نظرم باید در این مورد با معلمت حرف بزنی.» نظر تو یه امر موقت نیست؛ درسته؟ خوب همین جمله رو به انگلیسی بگو.

مقاله پیشنهادی  آیلتس یا تافل؟کدام بهتر است؟

I think you should talk to your teacher about this.

یک مثال دیگه. می‌خوایم از فعل Taste یعنی چشیدن؛ استفاده کنیم. اما این بار نمی‌خوایم بگیم که مثلا قرمه سبزی خیلی خوشمزه‌س! این یک حقیقت ثابته؛ موافقی؟!

Qormeh Sabzi tastes delicious.

بلکه می‌خوایم بگیم که «دارم غذا رو می‌چشم ببینم نمک می‌خواد یا نه؟». موقت. موقت. موقت.

I am tasting the food to see if it needs any more salt.

و یک مثال آخر برای فعل Have. گفتیم فعل have در معنای «داشتن و صاحب بودن»، یک فعل حالته. مثلا:

I have a lot of candy.

اما گاهی این فعل به معنای «تجربه کردن» میاد. توی فارسی هم همینطوره. مثلا می‌گی: «امسال تابستون خوبی داشتم.» منظورت این نیست که صاحب یه تابستون خوب بودی که تو کمد نگهش می‌داشتی! (شایدم منظورت همینه!) بلکه منظورت اینه که یک تابستون خوب رو تجربه کردی. تو انگلیسی Have می‌تونه چنین معنایی رو منتقل کنه. اینجا دیگه می‌تونی با خیال راحت به شکل استمراری استفاده‌ش کنی و بگی که داره بهت خوش می‌گذره یا به قولی زمان خوبی رو تجربه می‌کنی. (موقتا؟ موقتا!)

I am having a great time.



خوب چطور بود؟ خوب یادش گرفتی؟ قراره حسابی جمله بسازی و تمرینش کنی؟ عالیه. اگر درس‌هامون رو دوست داری تو کامنت‌ها خبرمون کن.

I had a great time today with you guys.
Wish you the best of luck.

بیشتر بدانید بیشتر بخوانید

برای آشنایی با دوره های مرتبط ارائه شده توسط آموزا مانند دوره زبان از مبتدی تا پیشرفته، برنامه نویسی و فناوری اطلاعات، مشاوره تحصیلی، رشته های ورزشی، دیجیتال مارکتینگ، کار تخصصی با اینستا، ایمیل مارکتینگ، زبان بدن، فروش آنلاین، هنرهای متنوع ارائه شده در آموزا مانند قالی بافی ، گلیم، نقاشی، کیف سازی، کار با چرم و چرم دوزی، معرق کاری، تابلو سازی، شیرینی و غذاهای محلی، و موضوعاتی در حوزه بهداشت کودکان، مادران و کهن سالان، و همچنین آشنایی با بسیاری از کتاب های معروف بین المللی، آموزا را دنبال کنید.
همچنین برای مطالعه مقالات مرتبط در حوزه های بهداشت و سلامت، حرفه و هنر، درس و مدرسه، صنعت، فناوری اطلاعات، کسب و کار، مهارت های زندگی و رشته های ورزش روی عبارت مورد نظر کلیک کنید.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *